logo

پاسخ - چرا به دانسته هایمان عمل نمی کنیم

6/30/2018 2:49:58 AM
پاسخ - چرا به دانسته هایمان عمل نمی کنیم

 

ممنونیم از نظرات ارزشمند و بسیار زیبا و خوبتون، واقعا همه پاسخ ها بسیار عالی و خوب بودن و انتخاب بینشون سخت بود. درهر حال طبق قرارمون از بین شما دوستای خوب و همراهمون سه نفر را به عنوان برنده انتخاب کردیم، هر چند که از نظر ما همه شما برنده هستین :

برندگان مسابقه :  nah910p و sahari_96 و fateme_9032_

 

و اما پاسخ این سوال، نظرات شما همه شون عالی بودن و پاسخ این سوال رو به خوبی داده بودین.

 

تصور کنید که درون شما یک دژ مستحکم است که همانند تمامی دژهای دیگر یک پادشاه دارد که تصمیم گیرنده نهایی و همه کاره قلعه خود است ... . شما در درون دژ خود یک شورای مرکزی دارید که از دید شما پنهان است و در واقع تصمیم های اصلی، حیاتی و راهبردی زندگی شما در آن شورا گرفته می شود و شما به عنوان پادشاه اعضای این شورا  را تعیین می کنید. شما تصمیم می گیرید که هر یک از این اعضا چه  جایگاهی در دژ خصوصی شما داشته باشند... .

 

دژ مستحکم ذهن ما

 

فرض کنید که اعضای شورای مرکزی شما شامل لیست زیر باشد، وزیر آزادی، وزیر امنیت، وزیر رسیدگی به رویاها، وزیر زیبایی، وزیر عواطف و احساسات، وزیر مرکز توجه و ... . حال اگر مقرب ترین و بالاترین جایگاه متعلق به وزیر امنیت باشد و  وزیر آزادی در جایگاه دوم قرار گیرد احتمالا شما انسان ریسک پذیر نیستید و هیچگاه قادر نخواهید بود یک کارآفرین باشید. اگر وزیر تامین رضایت دیگران از وزیر رویاها در دژ شما جایگاه بالاتری داشته باشد احتمالا شما فردی هستید که همیشه خواسته های دیگران را بر کارهای شخصی خود ترجیح می دهید، اگر وزیر احساسات بر شما مقرب تر باشد تا وزیر امنیت آنگاه اگر در شرایطی قرار گیرید که به خاطر عشق خود مجبور باشید شهر و دیار خود را و محل کار خود را ترک کنید لحظه ای درنگ نمی کنید و چشمانتان را بر همه چیز و همه کس می بندید و میگویید از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر و به دیار غربت هجرت می کنید.

 

شورای ذهن ما

 

خب از این شورا که عبور کنیم به بخش اجراییه دژ داستانمان می رویم، قوه مجریه هر روز یک لیست انجام کار از شورا دریافت می کند و وظیفه این دستگاه اجرایی تامین رضایت این شوراست و طبیعیست که بالاترین اولویت فهرست این لیست را نزدیک ترین وزیر به پادشاه مشخص می کند. اینگونه می شود که شما بدون اینکه بفهمید، کارهایی را بر کارهای دیگر ترجیح می دهید و شما ساعت ها حرف زدن پشت تلفن را ترجیح می دهید بر کتاب خواندن، چون پادشاه وزیر ارتباطات را از وزیر علوم بیشتر دوست دارد. حال امیخواهیم ببینیم لیست شورای مرکزی شما شامل چه کسانی هستند. برای اینکار همین الان یک قلم و کاغذ بردارید. بنویسید که دوست دارید نمایندگان شورای مرکزی شما چه کسانی باشند و آنها را به ترتیب اهمیت ردیف کنید. آیا این کار را انجام دادید ؟ پیشنهاد می کنیم اگر این کار را انجام ندادید ادامه مقاله برای شما فایده ای ندارد. برای مثال لیست شما ممکن است به این صورت باشد : وزیر آزادی، وزیر امنیت، وزیر رویاها، وزیر سلامتی و ... . هر کدام از اینها نماینده صفتی است ککه شما دوست دارید به آن دست پیدا کنید. آیا این لیست واقعی است یا نه ؟ خبر بد این است که احتمالا آنچه شما دوست دارید و آنچه در واقعیت وجود دارد متفاوت است، به همین دلیل است که ما نتایجی متفاوت از آنچه دوست داریم بدست می آوریم. برای اینکه به لیست واقعی دست پیدا کنیم، به رفتارهای روزانه خود نگاه کنید و ببینید که از صبح تا شب چه کاری انجام می دهید چون لیست قوه اجرائیه شما در واقع نشان دهنده این موضوع است که بالاترین وزرای شما چه کسانی هستند. از این لیست می تونیدد متوجه بشید. برای مثال اگر از صبح که بیدار می شوید به جای اینکه به فکر کار شخصی خود باشید صرفا نگران فعالیت سازمانی خود هستید نشان دهنده این است که امنیت جایگاه بالاتری در ذهن شما دارد. اگر به جای ورزش کردن در حال صحبت با دوستان خود هستید این نشان دهنده اهمیت ارتباطات برای شماست. 

 

پادشاه ذهن ما

 

اینگونه است می فهمیم که چرا ما اهدافی را برمیگزینیم و چیزهایی را دوست داریم اما به آنها نمی رسیم و اقدامات ما در جهت رسیدن به اهداف ما نیست. شما به عنوان پادشاه خردمند باید بتوانید مقربترین وزرای خود را جوری انتخاب کنید که با اهداف شما هماهنگ باشد. حال چگونه ؟ شما باید باتوجه به اهدافی که برمیگزینید به عنوان  یک پادشاه خردمند و دوراندیش هر روز به عملکرد وزرای مدنظر خود رسیدگی کنید. مثلا شما دوست دارید که ثروت زیادی وارد زندگی تان شود، برای مثال شما به عنوان پادشاه و بالاترین  مقام تصمیم می گیرید که ظرف یک مدت مشخص به وزن ایده آل خود برسید و تناسب اندام پیدا کنید. شما باید بدانید که برای مدتی باید نیرو صرف کنید تا بتوانید وزیر سلامتی را به جایگاه بالاتری برسانید و آن را در فهرست شورای مرکزی خود ارتقا بخشید، چگونه ؟ پاسخ ساده است، شما قدرتمندترین سلاح ممکن برای تعیین وزرا و پیشبرد اهداف شخصی دژ خود را برعهده دارید و آن یک کلمه است، توجه ، شما با کمک توجه و تعیین سیاست های لازم که ما آن را باور می نامیم می توانید وزیر سلامتی را رفته رفته در جایگاه بالاتری قرار دهید و بدانید که این ارتقاء تنها با یک دستور انجام نمی شود باید طی یک زمانی با خردمندی و هوشمندی شما اتفاق بیفتد. به طور مثال اگر شما بخواهید  وزیر سلامتی را ارتقا دهید بهتر است باورهایی را اتخاذ کنید. بهتر است توجه خود را به این موضوع زیاد کنید با دیدن عکس ها و فیلم های افرادی که دارای تناسب اندام هستند و با دیدن آنها محرک لازم را به وجود آورید و یا با دیدن افرادبسیار ناراحتی که چاق هستند و لباس ها اندازه شان نیست و اینگونه اهرم رنج را در اختیار آن وزیر قرار دهید و یا با دیدن افرادی که دارای تناسب اندام هستند اهرم لذت را در اختیار آن وزیر قرار دهید و آن را تقویت کنید. با قرار دادن جملاتی در گوشه و کنار خانه خود و مرتب دیدن آنها، شما به عنوان بالاترین مقام قلعه خود سیاست های خود را مشخص کنید و یک سو بودن وزیر خود را با دیگر وزرا نشان دهید. به طور مثال بنویسید کم خوردن بسیار آسان است یا من از ورزش کردن بسیار لذت می برم، یا ورزش کردن آسان تر از نداشتن تناسب اندام است و اینگونه نشان دهید که سیاست های وزیر سلامتی با وزرای راحت طلبی و وزرای دیگری که احتمالا درون شورای شما قرار دارند یکسو است.  و اینگونه به تقویت و بالا رفتن آن وزیر کمک کنید. اینگونه است که شما به عنوان یک پادشاه دوراندیش موفق می شوید که تمامی درون خود را برای رسیدن به یک هدف مشخص هماهنگ کنید. شما وظیفه هماهنگ سازی تمامی نیروهای درونی خود را برعهده دارید. 

 

ایده جدید

 

حال دوربین خود را بیاورید بر روی یک سواره تنها و نحیف که بر روی یک راه سنگی که به سمت دروازه های سنگی در حرکت است، این سواره یک ایده است  و با خود آرزوهایی دارد و تازه می خواهد از درهای دژ شما رد شده و صدای خود را به شما برساند. این ایده در ابتدا هیچ قدرتی ندارد، به طور مثال فرض کنید ایده یادداشت در دفتر سپاس گزاری است. با خود فکر می کند که اگر من ندای خود را به پادشاه برسانم او می تواند  درهای رحمت جهان آفرینش را به روی دژ خود باز کند و می تواند با دنیایی زیباتر روبه رو شود و درشکه های طلا و جواهر است که مرتبا به درون دژ او وارد می شوند. با این افکار این ایده برای اولین بار توجه پادشاه را جلب می کند. وقتی که از درب های دژ رد شد و صدای خود را به پادشاه رساند توجه پادشاه جلب می شود و تصمیم می گیرد که مدتی در اختیار این سواره ضعیف و نحیف قرار دهد تا بلکه بتواند خودش را نشان دهد. او فکر می کند که اگر پادشاه به سپاس گزاری عمل کند قلعه ای درخشان تر خواهد داشت و هاله ای درخشان آن را در بر خواهد گرفت و جهان به این درخشش نگاه می کند و تمام نعمات خود را به سمت او سرازیر می کند. اینگونه می شود که ما راه را شروع می کنیم. ما چیزهایی را میبینیم و به عنوان تصمیم گیرنده به ظاهر اصلی تصمیم میگیریم که فعالیتی را شروع کنیم. عده ای از تجربیات بی نظیر خود از نوشتن سپاس گزاری گفتند و نتایج درخشان خود را نوشتند. وقتی پادشاه نتایج دیگران را می بیند که در های رحمت و نعمت به سویشان باز شده و برایش جالب می شود و می گوید بله، به تو فرصتی می دهم.

خب فرمان صادر شد و اینجا نقطه آغاز تمامی اقدامات ماست.

 

هاله نورانی

 

اما چرا ما کاری را شروع می کنیم و درواقع ایده ای که وارد دژ ما شده با هیچ یک از دستورالعمل های ما که باور می نمامیم تضادی نداشته و به راحتی شروع به کار می کند. اما همه ما می دانیم که چند روزی کار را انجام می دهیم، مثلا چند روزی دفتر را می نویسیم اما بعد از چند روز ادامه نمی دهیم. دلیل واقعا چیست ؟

دلیل این است که ما از شورای تصمیم گیرنده خود غافل می شویم که هر روز یک لیستی رو به قوه اجراییه می دهد. ما هر روز بیست و چهار ساعت بیشتر در اختیار نداریم. اگر ما در تعیین و مشخص کردن درجه وزرای خود دقت لازم را نداشته باشیم تبدیل به آدم هایی می شویم که نمی توانند از نیروهای موثر و مفیدی که آنها را به اهدافشان می رساند نهایت استفاده را بکنند. اگر انسان خردمندی باشیم می دانیم که ما قطعا وزیری به اسم وزیر راحت طلبی داریم و دژ ما مانند هر سیستمی با هر نوع تغییری به شدت مخالفت می کند و بعد از چند روز تلاش می کند که آن فضا را از آن سواره ضعیف و نحیف بگیرد. ما به عنوان پادشاه وظیفه داریم که زیر پر و بال آن سواره را بگیریم و به او کمک کنیم. چگونه ؟ همانطور که گفتیم تنها یک راه وجود دارد و آن توجه است. ما باید به او توجه کنیم. باید هر روز از او و از وزرای خود بخوایم و سوال کنیم که امروز سپاس گزاری چه تاثیراتی را داشته و با توجه به اینکه ما بالاترین مقام هستیم آنها بهسرعت پاسخ می دهند. بله قربان، سپاس گزاری باعث شده امروز از چراغ سبز رد شیم، باعث شده احساس خوبی داشته باشیم. چون آنها به محض اینکه ما سوال می پرسیم به ما پاسخ می دهند. چون آنها قدرت و جرات این رو ندارند که به ما پاسخ ندهند. وقتی می پرسیم سپاس گزاری چه تاثیری داشته پاسخ می دهند امروز پاداش گرفتیم، از دوست خود هدیه دریافت کردیم، پستچی نامه آورد، پیام محبت آمیزی از دوستی دریافت کردیم. ما خیلی امیدواریم و فکر می کنیم اگر ادامه بدیم نتایج درخشانی را دریافت خواهیم کرد. احساس می کنیم انروز زیباتر شدیم وقتی سپاس گزاری کردیم و وقتی شما می پرسید مثل تمام پادشاه های دیگر، وزرای به شما پاسخ می دهند تا نظر شما جلب شود. و رفته رفته اگر این کار را ادامه بدهید سپاس گزاری از یک ایده به یک عقیده تبدیل می شود و کم کم به باور و یک ایمان تبدیل می شود و به جایی می رسد که خود آن هم به یکی از وزرای تصمیم گیرنده تبدیل می شود. 

فرض کنید که شما امروز دفتر سپاس گزاری خود را ننوشتید و داره یک برنامه مورد علاقه شما پخش می شود انقدر این وزیر قدرتمند شده که شما می گویید دوست دارم الان دفتر سپاس گزاری ام را پر کنم و نمی خوام برنامه رو ببینم چون درون خود را با اهدافتون هماهنگ کردین، کارهای مهم را در لیست اقدام قرار می دهید. چون شما هر روز از وزرای خود خواستید و آنها به شما توضیح دادند. هر چه شما بیشتر بخواهید آنها توضیحات بیشتری می دهند و چون سپاس گزاری توجه شما به خودش را می بیند او هم سعی می کند نتایج بیشتری را از خود به شما نشان دهد. و نتیجه این می شود که شما می بینید که او یکی از رشیدترین، شجاع ترین و دلاورترین اعضای دژ شماست. او یکی از کسانی است که باعث می شود شما حتی در مقاطع مختلف زندگی خود موفق شوید. وقتی شما این موفقیت هارو می بینید مدال های مختلف را به سینه اش می زنید و او رفته رفته ارتقا درجه پیدا می کند و به ایمان تبدیل می شود و خودش یکی از اعضای تصمیم گیرنده می وشد. چون هربار که شما به یاد می آورید که او چه کارهایی را برای شما و زندگی شما انجام داده، به شما نزدیک تر میشه و قوه اجراییه به حرف های او گوش می دهد. و اینجوری میشه که ما به دانسته هایمان عمل می کنیم یا نمی کنیم. 

و در آخر در کنار توجه به یک موضوع به یاد داشته باشیم که همیشه اهرم رنج قوی تر از اهرم لذت عمل می کند. به این صورت که اگر ما در واقع از شورای خود و اعضای دژ خود می خواهیم که عملکرد سپاس گزاری را به ما توضیح دهند باید به قسمت های رنج هم توجه کنیم. مثلا اون روزی که سپاس گزاری نکردم چه شد و چه شرایط بدی را برای خودم فراهم کردم وقتی که به نکات مثبت زندگی خود توجه نکردم و سلسله ای از اتفاقات را برای خودم به وجود آوردم. باید بدونیم ذهن ما جوری طراحی شده که به رنج بیشتر از لذت اهمیت می دهد به همین دلیل است که در اکثر آیات قرآن خداوند به عنوان طراح مغز انسان می داند که مغز ما از رنج بیشتر تاثیر می گیرد به خاطر همی بیشتر می گوید که چه مجازات هایی در انتظارمان است اگر به تعالیمش عمل نشود. در واقع در جهت قانع سازی همین شورا است. برای همین می گوید که من به پنهان شما و پنهان تر شما آگاه هستم. پنهان تر احتمالا همان چیزی است که از دید خودمان هم پنهان است. به نظر من همان شواری مرکزی ناخودآگاه است.

 

 

    ;

    نظرات تعداد نظرات: 4


    ;
    enamd
    زندگی به سبک نیکو لند

    سبک زندگی نیکولند یعنی کنار هم حس خوب، آرامش، انرژی مثبت، شادی، عشق و مهربونی را گستری بدیم و به هم کمک کنیم که از چیزهای کوچیک زندگی لذت ببریم و دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم.

    عکس تعداد عنوان محصول حذف
    بستن سبد قیمت کل:تومان